علائم ایمنی خطر پاشش مواد مذاب

علائم ایمنی خطر پاشش مواد مذاب
کد کالا: 107

نام محصول علائم ایمنی :  علائم ایمنی خطر پاشش مواد مذاب

کد کالا علائم ایمنی :  107

*  در صورت درخواست سایز سفارشی تابلو ایمنی برای شما مشتریان عزیز تولید خواهد شد.

*  امکان اضافه شدن لوگو شرکت در گوشه کار بصورت رایگان امکان پذیر می باشد.

*  قبل از تولید طرح هایی نهایی چاپ برای شما ارسال خواهد شد.

مطالب مرتبط :

حتما شما هم مثل بنده اين جمله را در مقالات زيادي ديده ايد: "بررسي حوادث صنعتي نشان مي دهد که بيش از 90 درصد حوادث صنعتي به عامل انساني مربوط است. "[1]

اما آيا از خود پرسيده ايم که براي کنترل اين 90 درصد چکار کرده ايم؟

يعني اگر 90 درصد حوادث مربوط  به اشتباهات انساني است و 10 درصد بقيه، خطاي تجهيزات و عوامل محيطي است، چرا شناخت عامل انساني و تجزيه و تحليل آن در رئوس برنامه هاي ايمني و بهداشت در ايران به چشم نمي خورد؟ اگر 90 درصدِ مشکل به انسان بر مي گردد، پس چرا تمرکز را روي شناخت انسان قرار ندهيم؟

اجازه بدهيد مثالي بزنيم! فرض کنيد در  سازمان شما مي خواهيد کار بسيار حساسي را به فردي واگذار کنيد که در صورت عدم انجام صحيح کار، امکان به خطر افتادن کل سيستم وجود دارد.  مثلا فردي را مي خواهيد مسئول بازرسي دوره اي از تجهيزات حساسي - که اگر طبق برنامه ي منظم و روتين انجام  نشود- امکان انفجار بزرگي را در سيستم بوجود مي آورد.  چه مي کنيد؟
آيا شغلي با اين حساسيت بالا را به راحتي در اختيار هر کسي که از راه رسيد و در آزمون هاي شغلي شما نمره مناسب را کسب کرد، مي سپاريد؟

من اگر جاي شما باشم، حتي اگر فرد در کار خود خبره ترين فرد باشد، تا از سلامت رواني فرد اطلاع دقيق نداشته باشم و تا شخصيت وي را نشناسم، مسئوليت اجراي چنين شغلي را هرگز به وي نمي دهم!

منطقي است که قبل از استخدام چنين فردي مي بايست، جواب سوال هاي زير براي شما روشن شود:

آيا اين فرد از مشکلات رواني مانند افسردگي و اضطراب رنج مي برد؟

اين فرد چگونه شخصيتي دارد؟

اصلا، آيا اين شخص فردي شايسته است؟

آيا اين فرد، فردي منظم  و وظيفه شناس است؟

آيا اين فرد ...؟

اين سوالات و سوالات مشابه ، سوالاتي هستند که اگر بي جواب بمانند و مسئوليت به فرد واگذار شود، بعدها اگر مشکلي در سيستم بوجود آيد، عذاب وجدان آن  نبايد متوجه کسي جز کارشناسان منابع انساني و متخصصين ايمني و بهداشت  شود

جواب سوالات را از کجا بايد بدست آوريم؟

سال هاي سالست که  در کشورهاي پيشرفته ي دنيا، قبل و يا بعد از استخدام فرد، شخصيت فرد  را به طور کامل ارزيابي  مي نمايند، آزمون هاي سلامت رواني متعددي را از شخص به عمل مي آورند، سپس وي را استخدام مي نمايند.

يکي از وظايف بزرگ کارشناسان ايمني و بهداشت، علاوه بر معاينات دوره اي (که به منظور پايش وضعيت سلامت جسماني افراد انجام مي شود) سنجش سلامت رواني است که متاسفانه هنوز فرهنگ آن در ايران جا نيفتاده و يا اگر افتاده به نظر مي رسد، بسيار کمرنگ باشد.

حالا چرا کارشناسان ايمني و بهداشت در اين رابطه مسئولند؟

شواهد نشان مي دهد علاوه بر کارشناسان منابع انساني به عنوان متوليان اصلي استخدام، کارشناسان ايمني و بهداشت نيز در اين زمينه مسئولند.

اگر نگاهي  به لينک زير در WHO (سازمان بهداشت جهاني) بياندازيد، متوجه مي شويد، WHO ، "بهداشت" را تنها "بهداشت جسماني" نمي داند. در تعريف خود از بهداشت، قويا تاکيد مي کند که "بهداشت رواني" نيز مهم است.
مقدمهحادثه ناشي از کار

حتما شما هم مثل بنده اين جمله را در مقالات زيادي ديده ايد: "بررسي حوادث صنعتي نشان مي دهد که بيش از 90 درصد حوادث صنعتي به عامل انساني مربوط است

اما آيا از خود پرسيده ايم که براي کنترل اين 90 درصد چکار کرده ايم؟ يعني اگر 90 درصد حوادث مربوط  به اشتباهات انساني است و 10 درصد بقيه، خطاي تجهيزات و عوامل محيطي است، چرا شناخت عامل انساني و تجزيه و تحليل آن در رئوس برنامه هاي ايمني و بهداشت در ايران به چشم نمي خورد؟ اگر 90 درصدِ مشکل به انسان بر مي گردد، پس چرا تمرکز را روي شناخت انسان قرار ندهيم؟

 اجازه بدهيد مثالي بزنيم! فرض کنيد در  سازمان شما مي خواهيد کار بسيار حساسي را به فردي واگذار کنيد که در صورت عدم انجام صحيح کار، امکان به خطر افتادن کل سيستم وجود دارد.  مثلا فردي را مي خواهيد مسئول بازرسي دوره اي از تجهيزات حساسي - که اگر طبق برنامه ي منظم و روتين انجام  نشود- امکان انفجار بزرگي را در سيستم بوجود مي آورد.  چه مي کنيد؟ آيا شغلي با اين حساسيت بالا را به راحتي در اختيار هر کسي که از راه رسيد و در آزمون هاي شغلي شما نمره مناسب را کسب کرد، مي سپاريد؟

من اگر جاي شما باشم، حتي اگر فرد در کار خود خبره ترين فرد باشد، تا از سلامت رواني فرد اطلاع دقيق نداشته باشم و تا شخصيت وي را نشناسم، مسئوليت اجراي چنين شغلي را هرگز به وي نمي دهم!

منطقي است که قبل از استخدام چنين فردي مي بايست، جواب سوال هاي زير براي شما روشن شود:

آيا اين فرد از مشکلات رواني مانند افسردگي و اضطراب رنج مي برد؟

اين فرد چگونه شخصيتي دارد؟

اصلا، آيا اين شخص فردي شايسته است؟

آيا اين فرد، فردي منظم  و وظيفه شناس است؟

آيا اين فرد ...؟

اين سوالات و سوالات مشابه ، سوالاتي هستند که اگر بي جواب بمانند و مسئوليت به فرد واگذار شود، بعدها اگر مشکلي در سيستم بوجود آيد، عذاب وجدان آن  نبايد متوجه کسي جز کارشناسان منابع انساني و متخصصين ايمني و بهداشت  شود

جواب سوالات را از کجا بايد بدست آوريم؟

سال هاي سالست که  در کشورهاي پيشرفته ي دنيا، قبل و يا بعد از استخدام فرد، شخصيت فرد  را به طور کامل ارزيابي  مي نمايند، آزمون هاي سلامت رواني متعددي را از شخص به عمل مي آورند، سپس وي را استخدام مي نمايند.

يکي از وظايف بزرگ کارشناسان ايمني و بهداشت، علاوه بر معاينات دوره اي (که به منظور پايش وضعيت سلامت جسماني افراد انجام مي شود) سنجش سلامت رواني است که متاسفانه هنوز فرهنگ آن در ايران جا نيفتاده و يا اگر افتاده به نظر مي رسد، بسيار کمرنگ باشد.

حالا چرا کارشناسان ايمني و بهداشت در اين رابطه مسئولند؟

شواهد نشان مي دهد علاوه بر کارشناسان منابع انساني به عنوان متوليان اصلي استخدام، کارشناسان ايمني و بهداشت نيز در اين زمينه مسئولند.

اگر نگاهي  به لينک زير در WHO (سازمان بهداشت جهاني) بياندازيد، متوجه مي شويد، WHO ، "بهداشت" را تنها "بهداشت جسماني" نمي داند.


 
در تعريف خود از بهداشت، قويا تاکيد مي کند که "بهداشت رواني" نيز مهم است.

نوشتن نظر

نام شما:


نظر شما: توجه : HTML ترجمه نمی شود!

رتبه: بد           خوب

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمایید: